ترجمه "miserable" به فارسی

بدبخت, پست, ناچیز بهترین ترجمه های "miserable" به فارسی هستند.

miserable adjective noun دستور زبان

In a state of misery: very sad, ill, or poor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدبخت

    adjective noun

    But you will never see that miserable brat ever again.

    تو ديگه هيچوقت اين زن بدبخت رو نميبيني !

  • پست

    adjective

    nor a demon, nor a miserable and cowardly writer;

    یک نویسنده بیغیرت پست و بینوا هم نیست؛

  • ناچیز

  • ترجمه های کمتر

    • ناکافی
    • مفلوک
    • منفور
    • بنجل
    • نابسنده
    • نامرغوب
    • بسیار بد
    • تیره بخت
    • خجلت آور
    • رقت آور
    • رقت انگیز
    • رنج آور
    • سزاوار دلسوزی
    • سیه روز
    • شرم آور
    • عذاب دهنده
    • فلاکت بار
    • فلک زده
    • قابل ترحم
    • محنت بار
    • مصیبت بار
    • نگون بخت
    • کرم گرفته
    • کمبود ویتامین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " miserable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "miserable" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) لئیم · تنگ چشم · خسیس · دنیا دوست · زراندوز · زرپرست · زفت · فرومایه · مال اندوز · مال دوست · ژکور · گنج آگن · گنج اندوز
  • بدبختی · تهی دستی
  • با بدبختی · بسیاربد · به بیچارگی · به نکبت
اضافه کردن

ترجمه های "miserable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه