ترجمه "misfire" به فارسی
نگرفتن, (بمب) نترکیدن, (سلاح) در نرفتن بهترین ترجمه های "misfire" به فارسی هستند.
misfire
verb
noun
دستور زبان
An act of misfiring. [..]
-
نگرفتن
-
(بمب) نترکیدن
-
(سلاح) در نرفتن
-
ترجمه های کمتر
- (سلاح) گیر
- (مجازی) به جایی نرسیدن
- (مجازی) ناکامیابی
- (موتور) نزدن استارت
- (موتورهای درون سوز) به موقع روشن نشدن
- ناموفق ماندن
- گیر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " misfire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن