ترجمه "misfit" به فارسی

ناجور, ناتو, ناجوری بهترین ترجمه های "misfit" به فارسی هستند.

misfit verb noun دستور زبان

(now rare) An ill-fitting garment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناجور

    lilly just texted me from the closet.she says were not misfits

    ليلي يک نوشته داده به من که ما ناجور نيستيم

  • ناتو

    proper
  • ناجوری

  • ترجمه های کمتر

    • (آدم) نامتجانس
    • باهم جور نبودن
    • بدجفت کردن
    • بی سلوک
    • غیرقابل معاشرت
    • نابرازنده (به ویژه جامه ای که به پوشنده نمی آید)
    • ناجور کردن یا شدن
    • نامناسب برای شغل خود
    • وصله ی ناجور
    • وصله ی ناجور زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " misfit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "misfit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه