ترجمه "misty" به فارسی

مبهم, مهی, ناآشکار بهترین ترجمه های "misty" به فارسی هستند.

misty adjective دستور زبان

(figuratively) With tears in the eyes [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مبهم

    adjective

    She began searching farther ahead, into the misty, unsure realm of distant possibilities.

    او دورتر جستجو کرد، در نقاط مبهم و احتمالات دوردست.

  • مهی

    Little quivers of excitement went down his back, and the crucifix swam in a misty cloud before his eyes.

    لرزشهای خفیفی از هیجان در پشتش دوید و صلیب را در برابر چشمانش میان مهی شناور شد.

  • ناآشکار

  • ترجمه های کمتر

    • تار
    • مهسان
    • مه آلود
    • مه مانند
    • مه گرفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " misty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Misty proper

A female given name from the adjective "misty", reasonably popular in the 1970s and the 1980s. [..]

+ اضافه کردن

"Misty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Misty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "misty"

عباراتی شبیه به "misty" با ترجمه به فارسی

  • تاری · تیرگی · مه گرفتگی
اضافه کردن

ترجمه های "misty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه