ترجمه "mists" به فارسی
افشانش, افشانش الكتروستاتيكي, تنکمهها بهترین ترجمه های "mists" به فارسی هستند.
mists
verb
noun
Plural form of mist. [..]
-
افشانش
-
افشانش الكتروستاتيكي
-
تنکمهها
-
ترجمه های کمتر
- مه
- پاشيدگي
- پخشاندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mists " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
MiSTs
verb
third-person singular simple present indicative form of MiST
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"MiSTs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MiSTs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "mists" با ترجمه به فارسی
-
(با اسپری یا افشانگر) افشاندن · ابری کردن · اسپری · افشانه · افشانه کردن · بخار · بخار زمین · بخار گرفتن · تار کردن · تخدیر شدن · غبار · مبهم کردن یا شدن · مه · مه (از fog کم فشرده تر است) · مه آلود کردن یا شدن · مه تنک · مه گرفتن · مِه · میغ · هر چیزی که دید را تار کند · هر چیزی که فهم یا حافظه را تار کند · چکه های کوچک آب که در اثر رطوبت روی شیشه جمع می شود
-
(گیاه شناسی) سیاه دانه (Nigella damascena از خانواده ی buttercup)
-
مه
-
مه
-
تور پرنده گیری
-
تنکمهها (هواشناسی)
-
آبیاری مهافشانی
-
تکثیر مهافشانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن