ترجمه "mistress" به فارسی
بانو, شهبانو, معشوقه بهترین ترجمه های "mistress" به فارسی هستند.
a woman, specifically one with control, authority or ownership [..]
-
بانو
nounwoman of authority
And now he's gone an shot the mistress!
و حالا اسلحه دستش گرفته و به بانو شلیک میکنه.
-
شهبانو
nounwoman of authority
-
معشوقه
woman in extramarital relationship
Never fear that I wish to lure you into error to make you my mistress.
هرگز نترس از این که من بخواهم تو را فریب بدهم و تو را معشوقه خودم کنم.
-
ترجمه های کمتر
- خانم
- دلبر
- جانان
- عاشق
- دلدار
- صاحب
- ارباب
- کدبانو
- رئیس
- رفیقه
- سرکارخانم
- موله
- سرپرست
- (بیشتر در انگلیس) خانم معلم
- (زن) آموزگار
- (زن) مدیر
- خانم سرخانه
- خانه دار
- دلدار M( -6 بزرگ - مهجور - عنوان که پیش از اسم آورده می شد) خانم
- رئیس خانه
- علیا مخدره
- نماد زن یا شهبانو که در زمینه ای سرآمد است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mistress " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(archaic) Used as the title of a married woman before her name. Now used only in the abbreviated form Mrs . [..]
"Mistress" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mistress در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.