ترجمه "mitral" به فارسی
خودی, دو لختی, وابسته به کلاه مطران ها بهترین ترجمه های "mitral" به فارسی هستند.
mitral
adjective
دستور زبان
Pertaining to a miter; resembling a miter; as, the mitral valve between the left auricle and left ventricle of the heart. [..]
-
خودی
-
دو لختی
-
وابسته به کلاه مطران ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mitral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mitral" با ترجمه به فارسی
-
(کالبدشناسی - قلب) دریچه ی دولختی (یا خودی یا میترال) · دریچه میترال
-
افتادگی دریچه میترال
-
تنگی میترال
-
نارسایی دریچه میترال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن