ترجمه "mitre" به فارسی
تاج, (انگلیس) رجوع شود به miter بهترین ترجمه های "mitre" به فارسی هستند.
mitre
verb
noun
دستور زبان
A covering for the head, worn on solemn occasions by church dignitaries. [..]
-
تاج
nounMontanelli bent his head to receive the jewelled mitre.
مونتانلی سر فرود آورد تا تاج اسقفی جواهرنشان را بپذیرد.
-
(انگلیس) رجوع شود به miter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mitre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mitre" با ترجمه به فارسی
-
استعمال تاج اسقفی · انتصاب بمقام اسقفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن