ترجمه "mitt" به فارسی

دستکش, دست, پنجه بهترین ترجمه های "mitt" به فارسی هستند.

mitt noun دستور زبان

A mitten [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستکش

    noun

    This guy is so good with the mitts, he's gonna teach you a lot of stuff.

    اين آدم کارش با تمرين دادن با پد _ دستکش خيلي خوبه ، بهت کلي چيز ياد ميده.

  • دست

    noun

    Get your hairy mitts off my future wife, you big brute.

    دست به همسر آينده ي من نزن حيوون گنده ي پشمالو.

  • پنجه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • چنگال
    • (امریکا -خودمانی) دست
    • دستکش بوکس (بیشتر می گویند: boxing glove)
    • دستکش بیس بال (که تودوزی نرم دارد و یک انگشتی است)
    • دستکش زنانه (معمولا طوری که از حدود آرنج تا کف دست و گاهی تا بخشی از انگشتان می رسد)
    • رجوع شود به mitten
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mitt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mitt"

عباراتی شبیه به "mitt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mitt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه