ترجمه "mockery" به فارسی
تمسخر, مسخره, استهزا بهترین ترجمه های "mockery" به فارسی هستند.
mockery
noun
دستور زبان
The action of mocking; ridicule, derision. [..]
-
تمسخر
nounBut already there was something of mockery in Decoud's suppressed excitement.
اما در حالت هیجان آمیز دی کود سایه تمسخر محسوس بود.
-
مسخره
nounIt had been whipped into him by the mockery of his fellows.
این را مسخره کردنهای همنوعانش در وی آفریده بودند.
-
استهزا
nounhow can he make a mockery of our royal blood like this?
اون چطور ميتونه نژاد سلطنتي ما رو اينجوري به استهزا بگيره؟
-
ترجمه های کمتر
- تقلید
- هجو
- ریشخند
- مضحکه
- مچل
- بیهودگی
- طنز
- ادا
- (شخص یا چیز) مورد تمسخر
- اسباب خنده
- تعبير هجوآميز
- جدول کلمات متقاطع
- زحمت بیهوده
- سزاوار تمسخر
- مچل سازی
- نوا درآوردی
- نوعی بازی
- نوعی معما
- کوشش بی حاصل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mockery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن