ترجمه "modality" به فارسی
مدالیته, حالت, ویژگی بهترین ترجمه های "modality" به فارسی هستند.
modality
noun
دستور زبان
the state of being modal [..]
-
مدالیته
-
حالت
noun -
ویژگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خصوصیات
- خلق
- (منطق) تعیین ماهیت استدلال
- (پزشکی) به کارگیری یا روش به کارگیری عامل درمانی : درمان کاری
- (پزشکی) حفره یا راه حسی (مانند گوش یا چشم)
- آرنگی بودن
- مقولات وضعی
- وابستگی به حالت یا روش یا سبک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " modality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "modality" با ترجمه به فارسی
-
مدال جز
-
فعل کمکی وجهی در زبان انگلیسی
-
استماع
-
منطق موجهات
-
(دستور زبان) فعل کمکی وجه نما · فعل معین وجهی
-
حس بویایی · حس شامه
-
(آمار) نمایی · (دستور زبان) وجهی · (فلسفه) شکل و حالت (در برابر: substance) · (منطق) وابسته به مقولات وضعی · (موسیقی) جازمودال · آرنگی · موسیقی مودال · وابسته به حالت یا روحیه یا وجه · وابسته به شیوه یا روال یا سبک · وجه نما
-
وجهیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن