ترجمه "mode" به فارسی

مد, طرز, حالت بهترین ترجمه های "mode" به فارسی هستند.

mode noun دستور زبان

(music) One of several ancient scales, one of which corresponds to the modern major scale and one to the natural minor scale [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مد

    noun

    مد در آمار

    I never saw the mode.

    من خودم هرگز این مد را ندیدهام،

  • طرز

    noun

    It, the truth of to morrow, borrows its mode of procedure, battle, from the lie of yesterday.

    او که حقیقت فردا است، طرز کار خود را، یعنی نبرد را به دروغ دیروز بعاریت میدهد.

  • حالت

    noun

    The operational state of a computer or a program. For example, edit mode is the state in which a program accepts changes to a file.

    Or we've got sport mode, where we have petrol power all the time.

    يا حالت اسپورت که قدرت بنزين رو تمام مدت داريم

  • ترجمه های کمتر

    • روش
    • شیوه
    • نوع
    • سبک
    • اسلوب
    • باب
    • نَمَط، اسلوب، طریق، طریقه، وجه، رَویه
    • ادب
    • مود
    • آرنگ
    • روال
    • خلق
    • قسم
    • وجه
    • (آمار) نما
    • (زمین شناسی - محتوای معدنی و فلزی سنگ آذرین) سنگ آرنگ
    • (فلسفه) صورت
    • (منطق) ماهیت استدلال
    • (موسیقی) مقام
    • باب روز (بیشتر می گویند: fashion)
    • شکل یا نحوه ی وجود (در برابر: substance)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mode " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mode
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حالت

    noun

    Overwrite Mode: Toggle between the 'insert ' and 'overwrite ' mode

    زدن ضامن بین حالت » درج « و » جای‌نوشت «

  • رسم، اسلوب، سبک

عباراتی شبیه به "mode" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mode" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه