ترجمه "moderateness" به فارسی

اعتدال, مدارا, ملایمت بهترین ترجمه های "moderateness" به فارسی هستند.

moderateness noun دستور زبان

the quality of being moderate [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعتدال

    It is actually safe to drink in moderation during pregnancy.

    نوشیدن مشروب به اندازهی اعتدال در زمان بارداری ایمنه.

  • مدارا

  • ملایمت

  • میانه روی

    39. when he is rich, he does not forget moderation

    39 در هنگام بی نیازی،میانه روی را از دست نمیدهد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moderateness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "moderateness" با ترجمه به فارسی

  • (بادی که تندی آن میان 23 تا 83 میل در ساعت است) توفان ملایم
  • حزب میانهرو
  • (در گردهمایی ها و مناظرات و بحث های میزگرد)گرداننده · (فیزیک) کند ساز(آب سنگین یا گرافیت یا هرچیزی که از سرعت نوترون ها در واکنش گر اتمی بکاهد) · (کلیسای پرسبیتاری و غیره) رئیس گروه عامل · تعدیل کننده · رئیس جلسه · شخص یا چیزی که ملایم می کند · مدیر · مهارگر · میانوارگر · میانگیرساز · ناظم جلسه · همایند سرور · کندگر · گردانگر
  • مایا به دلیل داشتن مجموعه ابزار های فراوان خود قابلیت یادگیری ساده تری دارد در حالیکه وقتی برای اولین بار در بلندر به دنبال یادگیری مطلبی باشید ممکن است کمی سردرگم شوید
  • متغیر تعدیل کننده
  • مواد گیاخاکی · هوموس · هوموس خام · هوموس شيرين · هيومين · گياخاك فاسد · گیاخاک
  • (امور سیاسی یا مذهبی و غیره) میانه رو · (جمع) اعتدالیون · (مرغوبیت یا میزان یا قیمت و غیره) حد وسط · اعتدالیون · تعديل كردن · تعدیل کردن · تلویحا گفتن · ریاست جلسه را به عهده گرفتن · متعادل · متوسط · متوسط یا عادی کردن یا شدن · معتدل · ملایم · ملایم کردن یا شدن · مناسب · میان بود · میانه · میانه رو کردن یا شدن · میانهرو · میانگیر · میانگین · نه سرد نه گرم (mild) · همایند سروری کردن · گرداننده (ی میزگرد یا مباحثه و غیره) شدن
  • (نسیمی که تندی آن میان 31 تا 81 میل در ساعت است) نسیم ملایم
اضافه کردن

ترجمه های "moderateness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه