ترجمه "moldy" به فارسی
پوسیده, بیات, (در اثر کهنگی یا کهولت یا فساد) مانده بهترین ترجمه های "moldy" به فارسی هستند.
moldy
adjective
دستور زبان
Covered with mold. [..]
-
پوسیده
The moldy bison said, 'No. Absolutely Not. ' In Moldy Bisonese.
گاومیش آبی هندی پوسیده با لحن گاومیشهای پوسیده گفت: نه، مسلماً نه.
-
بیات
-
(در اثر کهنگی یا کهولت یا فساد) مانده
-
ترجمه های کمتر
- بوی نا گرفته
- مال عهد دقیانوس
- کپک زده
- کپک گرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moldy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن