ترجمه "mole" به فارسی

کور موش, خال, مول بهترین ترجمه های "mole" به فارسی هستند.

mole noun دستور زبان

A pigmented spot on the skin, a naevus, slightly raised, and sometimes hairy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کور موش

    noun

    burrowing insectivore

  • خال

    noun

    dark spot on the skin [..]

    A small nose with a wartish mole on the right nostril.

    دماغ کوچکی دارد و کنار سوراخ بینی سمت چپش خال گوشتی زگیل مانندی قرار گرفته است.

  • مول

    SI unit of substance amount, Avogadro's number of elementary entities

    to work as a mole inside of usident

    كار كنه USIDent تا مثل سه مول در

  • ترجمه های کمتر

    • موج شکن
    • سیاه
    • خاکریز
    • (بافت رویان) توده ی خوشه مانند
    • (جانورشناسی) موش کور (انواع حشره خوران سوراخ کن به ویژه از تیره ی Talpidae که بیشتر در زیرزمین زیست می کنند)
    • (خوراک پزی مکزیکی) مولا (سس چیلی و شکلات و گوجه فرنگی و ادویه برای گوشت گاو یا مرغ یا خوک)
    • (روی پوست) خال
    • (زهدان) توده های گوشتی یا خونی
    • (زیست شناسی)
    • (شیمی - مقدار عنصر شیمیایی که وزن آن برحسب گرم با وزن ملکولی آن برابر است
    • اسکله بندر
    • بندرگاه موج شکن دار
    • جاسوس (به ویژه جاسوسی که در دستگاه جاسوسی دشمن رخنه می کند)
    • خال گوشتی
    • دیواره سد
    • دیواره ی ساحلی
    • موش کور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mole " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mole proper

A river in Surrey, England. [..]

+ اضافه کردن

"Mole" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mole در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "mole"

عباراتی شبیه به "mole" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mole" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه