ترجمه "moneyed" به فارسی
پولدار, دارا, پولی بهترین ترجمه های "moneyed" به فارسی هستند.
moneyed
adjective
دستور زبان
Alternative spelling of monied. [..]
-
پولدار
adjective nounIt was enough that some day, when she had money, everyone would approve of her.
کافی بود که روزی، روزی که پولدار میشد، همه او را بپذیرند و قبول داشته باشند.
-
دارا
-
پولی
They made up for it by eating twice as much as they needed when they had money.
در عوض، هنگامی که پولی در دست رسشان بود، دولقمه یکی بر میداشتند.
-
ترجمه های کمتر
- فراوان
- به صورت پول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moneyed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "moneyed" با ترجمه به فارسی
-
(در قمار و بخت آزمایی) بخت پنجاه درصد · فرصت برابر
-
برنامهریزی منابع پولی
-
پول ارزان-پول با بهره اندک
-
صراف
-
مقدار
-
پرداخت علی الحساب · پرداخت پیشاپیش · پرداخت پیشکی · پیش پرداخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن