ترجمه "monochromous" به فارسی
تک رنگ, یک رنگ بهترین ترجمه های "monochromous" به فارسی هستند.
monochromous
adjective
having or appearing to have only one color
-
تک رنگ
adjective -
یک رنگ
adjectiveMonochrome camera with 0.95 lens.
دوربین یک رنگ با لنز 0.95
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monochromous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "monochromous" با ترجمه به فارسی
-
تک رنگ · یک رنگ
-
نمایشگر مونوکروم
-
(نقاشی یا عکس یا غیره که به یک رنگ و یا سایه های مختلف یک رنگ است) تک رنگه · تصاویر تک رنگ · تک رنگ · تک فام · تک فامه · وابسته به یک رنگ یا یک رنگ وسایه های آن · یک رنگ
-
(نقاشی یا عکس یا غیره که به یک رنگ و یا سایه های مختلف یک رنگ است) تک رنگه · تصاویر تک رنگ · تک رنگ · تک فام · تک فامه · وابسته به یک رنگ یا یک رنگ وسایه های آن · یک رنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن