ترجمه "monochromatism" به فارسی
کوررنگی, (پزشکی - کوررنگی کامل که بیمار همه چیز را به رنگ خاکستری می بیند) تکرنگ بینی بهترین ترجمه های "monochromatism" به فارسی هستند.
monochromatism
noun
دستور زبان
The condition of being monochromatic [..]
-
کوررنگی
-
(پزشکی - کوررنگی کامل که بیمار همه چیز را به رنگ خاکستری می بیند) تکرنگ بینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monochromatism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "monochromatism" با ترجمه به فارسی
-
تولید کننده ی تابش گری الکتروماگنتیک دارای یک طول موج واحد یا طول موج های تقریبا برابر · تک رنگ · تک رنگه · تکفام (monochroic هم می گویند) · همرنگ · وابسته به رنگ کوری · وابسته به یا دارای یک رنگ · یک رنگ · یکرنگ
-
(پزشکی) دچار کوررنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن