ترجمه "monotony" به فارسی

یکنواختی, همانی, بی تنوعی بهترین ترجمه های "monotony" به فارسی هستند.

monotony noun دستور زبان

tedium as a result of repetition or a lack of variety [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یکنواختی

    noun

    It was a sensation which broke the monotony of life.

    این هم حالی بود که یکنواختی زندگی را برهم میزد.

  • همانی

    noun
  • بی تنوعی

    noun

    Even my nightmares are more welcome than the monotony of the cave.

    حتی کابوسهایم از یکنواختی و بی تنوعی غار خوش آیند ترند.

  • ترجمه های کمتر

    • تک نواختی
    • خسته کنندگی
    • عدم تنوع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " monotony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "monotony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه