ترجمه "monsoon" به فارسی

مونسون, برسات, باد موسمی بهترین ترجمه های "monsoon" به فارسی هستند.

monsoon noun دستور زبان

Any of a number of winds associated with regions where most rain falls during a particular season. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مونسون

    tropical rainy season

  • برسات

    tropical rainy season

  • باد موسمی

    seasonal changes in atmospheric circulation and precipitation associated with the asymmetric heating of land and sea

    She would come back as the monsoons diminished.

    باد موسمی که تخفیف مییافت، مگی برمیگشت.

  • ترجمه های کمتر

    • (از عربی : موسم)
    • (باد موسمی اقیانوس هند و آسیای جنوب خاوری که از آوریل تا اکتبر از جنوب غرب و در بقیه ی سال از شمال شرق می وزد) مانسون
    • بارندگی سنگین
    • دوران بارندگی
    • دوران وزش مونسون از جنوب غرب
    • فصل باران های موسمی
    • فصل مانسون
    • موسم بارندگی
    • هر باد موسمی که میان دریا و خشکی می وزد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " monsoon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Monsoon
+ اضافه کردن

"Monsoon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Monsoon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "monsoon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "monsoon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه