ترجمه "monument" به فارسی
یادمان, مقبره, بقعه بهترین ترجمه های "monument" به فارسی هستند.
monument
noun
دستور زبان
A structure built for commemorative or symbolic reasons, or as a memorial; a commemoration. [..]
-
یادمان
a structure built for commemorative or symbolic reasons
-
مقبره
nounIn Egypt, we build eternal monuments to our dead heroes.
در مصر ما از قهرمانان مرده مان مقبره هاي جاودانيي مي سازيم
-
بقعه
noun
-
ترجمه های کمتر
- گور
- یادمانی
- یادکرد
- رازدار
- مخزن
- انبار
- (ساختمانی که از دوران پیشین به جا مانده باشد) بنای تاریخی
- (سنگ یا تیره که برای نشان دادن مرز روی زمین استوار می کنند) مرزنما
- (مجسمه یا لوحه یا ستون یا بنا و غیره در بزرگداشت شخص یا رویداد) یادمان
- (مهجور) قبر
- (هر چیزی که اثرش پاینده است) اثر جاویدان
- اثر تاریخی
- اثر ماندنی
- بنای یادبود
- دیواره ی مرزی
- ستون مرزی
- لوحه ی یادبود (و غیره)
- یادگار پیشینیان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monument " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "monument"
عباراتی شبیه به "monument" با ترجمه به فارسی
-
یادبود ملی چیریکاهوا
-
(رویداد) تاریخی · (عامیانه - تداعی منفی) افتضاح آور · بزرگداشتی · بسیار بد · جاودان · سرنوشت ساز · شرم آور · همانند بنای یادبود: عظیم · وابسته به بنا یا لوحه ی یادبود · پایا · یادبودی · یادمانی · یک پارچه
-
یادبود واشنگتن
-
یادبود ملی صحرای سونورا
-
یادبود ملی والنات کنیون
-
آرامگاه يادبود
-
(با ساختن بنای یادبود و غیره) یادمان سازی کردن · به مناسبت یادبود ساختن
-
یادبود ملی کنیون د شلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن