ترجمه "monumental" به فارسی

یادبودی, بزرگداشتی, پایا بهترین ترجمه های "monumental" به فارسی هستند.

monumental adjective دستور زبان

in the manner of a monument. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یادبودی

    You deserve a feast. You deserve a monument.

    به افتخار شما باید ضیافتی بزرگ ترتیب بدهم. باید بنای یادبودی به افتخارتان بسازم.

  • بزرگداشتی

  • پایا

  • ترجمه های کمتر

    • یادمانی
    • جاودان
    • (رویداد) تاریخی
    • (عامیانه - تداعی منفی) افتضاح آور
    • بسیار بد
    • سرنوشت ساز
    • شرم آور
    • همانند بنای یادبود: عظیم
    • وابسته به بنا یا لوحه ی یادبود
    • یک پارچه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " monumental " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "monumental" با ترجمه به فارسی

  • یادبود ملی چیریکاهوا
  • (ساختمانی که از دوران پیشین به جا مانده باشد) بنای تاریخی · (سنگ یا تیره که برای نشان دادن مرز روی زمین استوار می کنند) مرزنما · (مجسمه یا لوحه یا ستون یا بنا و غیره در بزرگداشت شخص یا رویداد) یادمان · (مهجور) قبر · (هر چیزی که اثرش پاینده است) اثر جاویدان · اثر تاریخی · اثر ماندنی · انبار · بقعه · بنای یادبود · دیواره ی مرزی · رازدار · ستون مرزی · لوحه ی یادبود (و غیره) · مخزن · مقبره · گور · یادمان · یادمانی · یادکرد · یادگار پیشینیان
  • یادبود واشنگتن
  • یادبود ملی صحرای سونورا
  • یادبود ملی والنات کنیون
  • آرامگاه يادبود
  • (با ساختن بنای یادبود و غیره) یادمان سازی کردن · به مناسبت یادبود ساختن
  • یادبود ملی کنیون د شلی
اضافه کردن

ترجمه های "monumental" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه