ترجمه "mooch" به فارسی

(با التماس یا اصرار) گرفتن, (تفریحانه) گشت زدن, (خودمانی) دزدیدن بهترین ترجمه های "mooch" به فارسی هستند.

mooch verb noun دستور زبان

To wander around aimlessly,often causing irritation to others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (با التماس یا اصرار) گرفتن

  • (تفریحانه) گشت زدن

  • (خودمانی) دزدیدن

  • ترجمه های کمتر

    • انگل شدن
    • بلند کردن
    • تلکه کردن
    • در کشیدن
    • دزدانه رفتن یا آمدن
    • سرکیسه کردن
    • غذا دادن
    • قدم زدن
    • پرسه زدن
    • کش رفتن
    • گره زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mooch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mooch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه