ترجمه "moodiness" به فارسی
افسردگی, ترشرویی, بدخلقی بهترین ترجمه های "moodiness" به فارسی هستند.
moodiness
noun
دستور زبان
The property of being moody. [..]
-
افسردگی
nounBut I believed that his moodiness, his harshness, and his former faults of morality had their source in some cruel cross of fate.
اما من عقیده داشتم که افسردگی، خشونت و خطاهای اخلاقی گذشتهاش ناشی از مصائب و رنجهای ظالمانه سالهای قبل هستند
-
ترشرویی
-
بدخلقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moodiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "moodiness" با ترجمه به فارسی
-
(خلق و خو) متغیر · اخمو · افسرده · بدخلق · بی حوصله · بی دل و دماغ · خویی · دمدمی · دگرواره · زود انگیخته · زودخشم · عبوس · متلون · نَژَند، پِژمان، پژمرده · ویری · کج خلق · کدر · گرفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن