ترجمه "moonlight" به فارسی

مهتاب, مهتابی, شبانه بهترین ترجمه های "moonlight" به فارسی هستند.

moonlight verb noun دستور زبان

The light reflected from the moon.Webster's College Dictionary, Random House, 2001 [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهتاب

    noun

    light reflected from the moon [..]

    Everything was picked out in moonlight so bright it was surreal.

    همه چیز در مهتاب، چنان واضح بود که فوق طبیعی به نظر میرسید.

  • مهتابی

    adjective

    For the men in green: it was a proper moonlight evening for them.

    انتظار سبزپوشها را؛ دیشب برای آنها شب مهتابی مناسبی بود.

  • شبانه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مهشید
    • مشروبات
    • (علاوه بر شغل اصلی) شغل فرعی یا شبانه داشتن
    • حرف پوچ
    • در نور ماه
    • شبانه و در هوای آزاد
    • نور ماه
    • نور مهتاب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moonlight " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "moonlight"

عباراتی شبیه به "moonlight" با ترجمه به فارسی

  • کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
  • داشتن شغل ثانوی · دوکاری · شغل دوم (معمولا شب کاری داشتن)
  • زیر نور ماه، در مهتاب
اضافه کردن

ترجمه های "moonlight" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه