ترجمه "moonlit" به فارسی

روشن از نور ماه, مهتابی، مهتاب مثال: (در ترکیب بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم) فریدون مشیری بهترین ترجمه های "moonlit" به فارسی هستند.

moonlit adjective دستور زبان

Lit by moonlight. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روشن از نور ماه

  • مهتابی، مهتاب مثال: (در ترکیب بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم) فریدون مشیری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moonlit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "moonlit"

اضافه کردن

ترجمه های "moonlit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه