ترجمه "moot" به فارسی
قابل بحث, بحث, بلاموضوع بهترین ترجمه های "moot" به فارسی هستند.
moot
adjective
verb
noun
دستور زبان
(Australian) Vagina. [..]
-
قابل بحث
adjective nounstill, whether that strictly makes a whaleman of him, that might be mooted.
باز هم اینکه این اتفاق به طور مسلم او را وال گیر بسازد یا نه خود قابل بحث است.
-
بحث
nounBut it is a moot point, because it is not I you are looking for.
ولي بحث اين نيست براي اينکه اون من نيستن که دنبالشين
-
بلاموضوع
-
ترجمه های کمتر
- جستارپذیر
- (انگلیس باستان) انجمن محل (که به امور محلی و دادرسی و غیره رسیدگی می کرد)
- (به ویژه در دانشکده ی حقوق و درباره ی مسایل حقوقی فرضی) بحث و مناظره
- بی مورد
- تعمد کردن
- جستار کردن
- حل و فصل شدنی
- دادخواهی کردن
- عمدا انجام دادن
- عنوان کردن
- مطرح کردن
- مورد بحث و مناظره قرار دادن
- مورد دعوا
- وابسته به عمل انجام شده یا موضوع حل و فصل شده (که بحث درباره ی آن بی مورد است)
- کنکاش کردن
- گفتمان پذیر
- گفتمان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "moot" با ترجمه به فارسی
-
دادگاه صوری (برای آموزش دانشجویان حقوق) · دادگاه نمایشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن