ترجمه "morale" به فارسی

روحیه, (نادر) رجوع شود به morality بهترین ترجمه های "morale" به فارسی هستند.

morale noun دستور زبان

The capacity of people to maintain belief in an institution or a goal, or even in oneself and others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روحیه

    noun

    capacity

    Lockhart's idea of a morale booster became clear

    منظور لاک هارت از تقویت روحیه برای همه روشن شد.

  • (نادر) رجوع شود به morality

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " morale " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "morale" با ترجمه به فارسی

  • اخلاقا
  • روحیه کارکنان
  • قوانین اخلاقی
  • قوانین اخلاقی
  • اخلاقستیزی
  • آموزش اخلاقیات · اخلاق گرایی (اعتقاد به اخلاقیات مستقل از مذهب) · درس اخلاقی · پند اخلاقی · پند و اندرز
  • اخلاق · اخلاق آموزی · اخلاق مندی · اخلاقیات · اصول اخلاقی · جنبه ی اخلاقی · درس اخلاق · درستی · رجوع شود به ethics · رجوع شود به morality play · سيرت · سیرت · عبرت · عفت · نجابت (در امور جنسی) · نیک کرداری · هر نظام اخلاقی بخصوص · پاکدامنی · پایبندی اخلاقی · کردار نیک
  • (معمولا به طور خسته کننده یا تحمیل آمیز) موعظه ی اخلاقی کردن · اخلاقیات (خود و دیگران) را بهتر کردن · درباره ی اخلاقیات نگاشتن (یا حرف زدن یا اندیشیدن) · درس اخلاق دادن · درستی و نادرستی اعمال را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادن · موعظه کردن
اضافه کردن

ترجمه های "morale" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه