ترجمه "morally" به فارسی
اخلاقا ترجمه "morally" به فارسی است.
morally
adverb
دستور زبان
In keeping of requirements of morality. [..]
-
اخلاقا
He was becoming an assassin. He was murdering, morally murdering, a wretched man.
یک قاتل میشد، آدم میکشت، یک مرد بینوا را اخلاقا میکشت،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "morally" با ترجمه به فارسی
-
روحیه کارکنان
-
قوانین اخلاقی
-
قوانین اخلاقی
-
اخلاقستیزی
-
آموزش اخلاقیات · اخلاق گرایی (اعتقاد به اخلاقیات مستقل از مذهب) · درس اخلاقی · پند اخلاقی · پند و اندرز
-
اخلاق · اخلاق آموزی · اخلاق مندی · اخلاقیات · اصول اخلاقی · جنبه ی اخلاقی · درس اخلاق · درستی · رجوع شود به ethics · رجوع شود به morality play · سيرت · سیرت · عبرت · عفت · نجابت (در امور جنسی) · نیک کرداری · هر نظام اخلاقی بخصوص · پاکدامنی · پایبندی اخلاقی · کردار نیک
-
(معمولا به طور خسته کننده یا تحمیل آمیز) موعظه ی اخلاقی کردن · اخلاقیات (خود و دیگران) را بهتر کردن · درباره ی اخلاقیات نگاشتن (یا حرف زدن یا اندیشیدن) · درس اخلاق دادن · درستی و نادرستی اعمال را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادن · موعظه کردن
-
اخلاق گرایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن