ترجمه "morass" به فارسی

باتلاق, مرداب, منجلاب بهترین ترجمه های "morass" به فارسی هستند.

morass noun دستور زبان

A tract of soft, wet ground; a marsh; a fen. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتلاق

    noun

    as we at last reached firmer ground beyond the morass

    وقتی سرانجام به زمین سفتتر آن سوی باتلاق رسیدیم

  • مرداب

    noun

    had crawled during the night out of the morass.

    که شب از روی مرداب گذشته بود،

  • منجلاب

  • ترجمه های کمتر

    • گیرودار
    • (مجازی) وضع بسیار دشوار
    • لجن زار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " morass " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "morass" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه