ترجمه "morals" به فارسی
اخلاق, اخلاقیات, سیرت بهترین ترجمه های "morals" به فارسی هستند.
morals
noun
Plural form of moral. [..]
-
اخلاق
nounSo I had this idea that oxytocin might be the moral molecule.
درنتیجه این ایده راداشتم که اکسی توسین ممکنه مولکول اخلاق باشه.
-
اخلاقیات
nounThey were stealing her money, and doing it under the pretext of protecting the morals of the bank!
که آنها پول او را با عنوان حمایت از اخلاقیات بانک میدزدند.
-
سیرت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morals " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "morals" با ترجمه به فارسی
-
اخلاقا
-
روحیه کارکنان
-
قوانین اخلاقی
-
قوانین اخلاقی
-
اخلاقستیزی
-
آموزش اخلاقیات · اخلاق گرایی (اعتقاد به اخلاقیات مستقل از مذهب) · درس اخلاقی · پند اخلاقی · پند و اندرز
-
اخلاق · اخلاق آموزی · اخلاق مندی · اخلاقیات · اصول اخلاقی · جنبه ی اخلاقی · درس اخلاق · درستی · رجوع شود به ethics · رجوع شود به morality play · سيرت · سیرت · عبرت · عفت · نجابت (در امور جنسی) · نیک کرداری · هر نظام اخلاقی بخصوص · پاکدامنی · پایبندی اخلاقی · کردار نیک
-
(معمولا به طور خسته کننده یا تحمیل آمیز) موعظه ی اخلاقی کردن · اخلاقیات (خود و دیگران) را بهتر کردن · درباره ی اخلاقیات نگاشتن (یا حرف زدن یا اندیشیدن) · درس اخلاق دادن · درستی و نادرستی اعمال را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادن · موعظه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن