ترجمه "moratorium" به فارسی
مهلت قانونی, استمهال, (بازپرداخت وام) اجازه ی دیرکرد بهترین ترجمه های "moratorium" به فارسی هستند.
moratorium
noun
دستور زبان
(law) An authorization to a debtor, permitting temporary suspension of payments. [from 19th c.] [..]
-
مهلت قانونی
nounputting a moratorium on genetic research.
و برای تحقیقات ژنتیک مهلت قانونی گذاشته شد.
-
استمهال
noun -
(بازپرداخت وام) اجازه ی دیرکرد
-
ترجمه های کمتر
- دیرانجامی مجاز
- دیرکرد مجاز
- ضرب الاجل
- مدت دیرکرد مجاز
- ینوناق تلهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moratorium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن