ترجمه "mornings" به فارسی

(امریکا) هر بامداد, صبح ها, هر روز صبح بهترین ترجمه های "mornings" به فارسی هستند.

mornings noun

Plural form of morning. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (امریکا) هر بامداد

  • صبح ها

    This room gets such nice light in the morning.

    این اتاق ، صبح ها چه نور قشنگی به خودش می گیره.

  • هر روز صبح

    I walk my dog in the park every morning.

    من هر روز صبح سگم را برای قدم زدن به پارک میبرم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mornings " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mornings" با ترجمه به فارسی

  • (پس از شب میگساری و غیره) وابسته به صبح بعد · بامدادی · وابسته به قرص ضد آبستنی (که صبح بعد از جماع می خورند)
  • (شعر قدیم) بامدادان · بامداد · بامگاه · سحرگاه · صبح · صبحدم
  • خروسخوان
  • (امریکا) کسی که بعد از پایان کار از نحوه ی انجام آن خرده گیری می کند · کسی که در کنار می نشیند و انتقاد می کند (به ویژه وقتی کاراز کار گذشته است)
  • (امریکا - جمع) صبح ها · sobh · اغاز · بام · بامداد · بامداد،صبح · بامدادان · بامدادی · بامگاه · بخش آغازین · بین نیمه شب و ظهر · در بامداد · سحر · سحرگاه · سپیده دم · صباح · صبح · صبح روز بعد · صبحدم · صبحگاه · صبحگاهی · صبحی · طلوع · طلوع خورشید · عنفوان · فجر · فردا · فردا صبح · هر بامداد · پاس نخست روز · پگاه · پیش از ظهر · چاشت · چاشتگاه
  • بامداد خوش · خداحافظ (سلام و خداحافظی ویژه ی بامداد تا ظهر) · سلام · سلام علیکم · صبح بخیر · صبح به خیر · صبح خوش
  • دعای صبح · نماز صبح · نیایش بامدادی
  • پیچکیان
اضافه کردن

ترجمه های "mornings" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه