ترجمه "morrow" به فارسی
فردا, صبح, بامداد بهترین ترجمه های "morrow" به فارسی هستند.
(archaic) The next or following day. [..]
-
فردا
nounThis evening with you, to morrow at Stuart's, the next day with me.
امشب در منزل شما، فردا شب در منزل شاه، پسفردا شب در منزل من.
-
صبح
nounThe period of time from the start of the day (midnight) until midday (12:00).
But you sleep, and I wait for morrow
تو آرميده اي و من تا صبح منتظر
-
بامداد
nounThe period of time from the start of the day (midnight) until midday (12:00).
No, wait till to morrow now.
اما به خودش پاسخ داد: خیر! تا بامداد صبر خواهم کرد.
-
ترجمه های کمتر
- روز بعد
- بامدادان
- (قدیمی)
- هنگام پس از هر رویداد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morrow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A Scottish and Irish patronymic surname. [..]
"Morrow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Morrow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "morrow" با ترجمه به فارسی
-
فردا
-
فلیکس مارو