ترجمه "motley" به فارسی
رنگارنگ, ناهمگون, آمیخته بهترین ترجمه های "motley" به فارسی هستند.
motley
adjective
noun
verb
دستور زبان
Comprising greatly varied elements, to the point of incongruity; heterogeneous [..]
-
رنگارنگ
adjectivehaving many colours; variegated
on the right was a motley throng of women.
و در سمت راست نیز گلهای رنگارنگ رختهای زنانه شکفته بود.
-
ناهمگون
an incongruous mixture
-
آمیخته
noun adjectivecomprising greatly varied elements
-
ترجمه های کمتر
- قلمکار
- ابلق
- ملون
- (نادر) جامه ی رنگارنگ (که دلقک ها می پوشند)
- (نادر) دارای جامه ی رنگارنگ
- (نادر) دلقک
- آش شله قلمکار
- جور واجور
- رنگین پوش
- شلم شوربا
- عطر گل
- مجموعه ای از رنگ هایی که به هم نمی خورند
- هر آمیزه ی ناجور
- چند رنگه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motley " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "motley" با ترجمه به فارسی
-
ابله · احمق · دلقک · نادان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن