ترجمه "motoring" به فارسی
اتومبیل رانی, ماشین سواری بهترین ترجمه های "motoring" به فارسی هستند.
motoring
noun
verb
دستور زبان
Present participle of motor. [..]
-
اتومبیل رانی
-
ماشین سواری
every noon cut out this motoring all the time.
باید این ماشین سواری بیست و چهار ساعته را کمترش کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motoring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "motoring" با ترجمه به فارسی
-
موتور پلهای
-
سروموتور
-
مجهز به خودرو کردن · موتور دار کردن · موتوری کردن · موتوریزه کردن
-
جنرال موتورز
-
پروتئین موتوری
-
موتور القایی خطی
-
نورون حرکتی
-
بیماری نورون حرکتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن