ترجمه "motoric" به فارسی
موتوردار, موتوری بهترین ترجمه های "motoric" به فارسی هستند.
motoric
adjective
دستور زبان
(music, of a rhythm) Based on repetition of a single note length [..]
-
موتوردار
-
موتوری
So there's no motors on board this right now, no power.
خب تا الان هیچ موتوری و هیچ انرژی وجود ندارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motoric " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "motoric" با ترجمه به فارسی
-
موتور پلهای
-
سروموتور
-
اتومبیل رانی · ماشین سواری
-
مجهز به خودرو کردن · موتور دار کردن · موتوری کردن · موتوریزه کردن
-
جنرال موتورز
-
پروتئین موتوری
-
موتور القایی خطی
-
نورون حرکتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن