ترجمه "motorcycle" به فارسی
موتورسیکلت, mwtwrsakelt, موتور سواری کردن بهترین ترجمه های "motorcycle" به فارسی هستند.
motorcycle
verb
noun
دستور زبان
An open-seated motor-powered vehicle with two wheels. [..]
-
موتورسیکلت
nounopen-seated motor-powered vehicle with two wheels [..]
There had been a flying motorcycle in it.
او در خواب یک موتورسیکلت پرنده دیده بود.
-
mwtwrsakelt
noun -
موتور سواری کردن
-
موتور سیکلت
The motorcycle wasn't as fast as running, but it was more discreet.
موتور سیکلت به اندازهی دویدن سرعت نداشت. ولی استفاده از آن عاقلانهتر بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motorcycle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "motorcycle"
عباراتی شبیه به "motorcycle" با ترجمه به فارسی
-
باشگاه موتورسواری خارج از قانون
-
طراح موتور سیکلت
-
موتورسیکلتساز
-
موتورسیکلتساز پیشین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن