ترجمه "mould" به فارسی
قالب, الگو, کپک بهترین ترجمه های "mould" به فارسی هستند.
mould
verb
noun
دستور زبان
(UK) UK spelling of mold. [..]
-
قالب
nounIt will congeal before it reaches the mould.
قبل از رسيدن به قالب ، سفت خواهد شد.
-
الگو
noun -
کپک
nounYour parasitic mould theory isn't really working right now.
اون نظريه کپک انگلي تو الان عملي نميشه.
-
ترجمه های کمتر
- کالبد
- (انگلیس) رجوع شود به mold
- زنگ گیاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mould " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mould"
عباراتی شبیه به "mould" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس) رجوع شود به molding · قالبگیری · لبه
-
جلهزيان · ديكتيوستليوميستها · فيتوساركودينا · قارچهاي اينفريور · قارچهاي مخاطي · كپكهاي مخاطي · مخاطيريسهداران · مخاطیجلگان · ميكسوبيونتا · ميكسوميكوتا · ميكسوميكوتينا · ميكسوگاستريا · میکسومیستها · پلاسموديوفورالز · پلاسموديوفوروميستها · ژيمنوميكوتا
-
كپكهاي مخاطي
-
قارچهاي انباري · کفکها · کپکها
-
چکه
-
کپک لجن
-
خاکبرگ
-
(انگلیس) رجوع شود به molding · قالبگیری · لبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن