ترجمه "moulding" به فارسی

قالبگیری, لبه, (انگلیس) رجوع شود به molding بهترین ترجمه های "moulding" به فارسی هستند.

moulding noun دستور زبان

(UK) Alternative spelling of molding. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قالبگیری

    for she thought she was moulding it, and her intentions were good.

    چون روت میپنداشت که دستاندر کار قالبگیری این روح است و نیات خوبی هم داشت.

  • لبه

    noun
  • (انگلیس) رجوع شود به molding

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moulding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "moulding" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس) رجوع شود به mold · الگو · زنگ گیاهی · قالب · کالبد · کپک
  • جلهزيان · ديكتيوستليوميستها · فيتوساركودينا · قارچهاي اينفريور · قارچهاي مخاطي · كپكهاي مخاطي · مخاطيريسهداران · مخاطیجلگان · ميكسوبيونتا · ميكسوميكوتا · ميكسوميكوتينا · ميكسوگاستريا · میکسومیستها · پلاسموديوفورالز · پلاسموديوفوروميستها · ژيمنوميكوتا
  • كپكهاي مخاطي
  • قارچهاي انباري · کفکها · کپکها
  • چکه
  • کپک لجن
  • خاکبرگ
  • (انگلیس) رجوع شود به mold · الگو · زنگ گیاهی · قالب · کالبد · کپک
اضافه کردن

ترجمه های "moulding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه