ترجمه "mound" به فارسی

تپه, پشته, کومه بهترین ترجمه های "mound" به فارسی هستند.

mound verb noun دستور زبان

An artificial hill or elevation of earth; a raised bank; an embankment thrown up for defense; a bulwark; a rampart. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تپه

    noun

    natural elevation [..]

    Now soldiers were already at the mound, and they turned the bayonets against her.

    تپه را سربازانی اشغال کرده بودند که سرنیزههاشان بط رف وی بود.

  • پشته

    noun

    And now there were eight mounds on the east side of the Barrowfield.

    و اکنـون در مشرق دشتگورپشته هشت پشته به چشم میخورد.

  • کومه

    noun

    artificial elevation of earth

  • ترجمه های کمتر

    • پرندک
    • تپه باستانی
    • تل
    • توده
    • خاکریز
    • انباشته
    • تلنبار
    • pagórek
    • wzgórze
    • بژ
    • کتل
    • انباشتن
    • (قدیمی) با خاک انباشت محصور و مستحکم کردن
    • تل انبار
    • تلنبار کردن
    • تپه کوچک
    • تپه ی کوچک
    • خاک انباشت
    • رجوع شود به orb
    • نوک تپه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mound " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mound"

عباراتی شبیه به "mound" با ترجمه به فارسی

  • پشته
  • توده · تپه · ماهور
  • هنگامی که تپه سولفید تشکیل
  • کرایترماوند (عبارت است از گودال عظیمی به ژرفای 381 متر و قطر 2/1 کیلومتر که توسط شهاب ایجاد شده - در مرکز ایالت آریزونا)
  • توده · تپه · ماهور
اضافه کردن

ترجمه های "mound" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه