ترجمه "moulting" به فارسی

پوستاندازی, شاخ اندازی, موی ریزی بهترین ترجمه های "moulting" به فارسی هستند.

moulting noun verb دستور زبان

Present participle of moult. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوستاندازی

    process by which an animal routinely casts off a part of its body

  • شاخ اندازی

  • موی ریزی

  • ترجمه های کمتر

    • پرریزی
    • پوست اندازی
    • پوستریزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moulting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "moulting"

عباراتی شبیه به "moulting" با ترجمه به فارسی

  • اكديسترون · اكديستروييدها · اكديسونها · هورمونهای پوستاندازی
  • (انگلیس) رجوع شود به molt · ریختن · پوست انداختن
  • پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
  • پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
اضافه کردن

ترجمه های "moulting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه