ترجمه "mousy" به فارسی
پاورچین, ترسو, دزدکی بهترین ترجمه های "mousy" به فارسی هستند.
mousy
adjective
دستور زبان
Resembling a mouse [..]
-
پاورچین
-
ترسو
-
دزدکی
-
ترجمه های کمتر
- (بو) ناخوشایند
- (رنگ) قهوه ای چرکین
- عاری از لطف
- موش زده
- موش مانند
- پر از موش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mousy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن