ترجمه "mouth" به فارسی

دهان, دهن, دهانه بهترین ترجمه های "mouth" به فارسی هستند.

mouth verb noun دستور زبان

(anatomy) The opening of a creature through which food is ingested. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دهان

    noun

    the opening of a creature through which food is ingested [..]

    There are people who talk just because they have a mouth.

    هستند کسانی که،حرف می زنند فقط به این دلیل که دهان دارند.

  • دهن

    noun

    the opening of a creature through which food is ingested

    This will put my words in your mouth.

    اين حرفهاي من رو تو دهن تو خواهد گذاشت.

  • دهانه

    noun

    an outlet, aperture or orifice

    Maybe there, ready to loose his guns once we clear the mouth.

    شايد اونجا ، منتظره تا از دهانه رد بشيم ، سلاح هاش رو شليک کنه.

  • ترجمه های کمتر

    • سوراخ
    • مدخل
    • گفتن
    • مصب
    • در
    • لثه
    • شکلک
    • بوسیدن
    • فم
    • ناهد
    • پوز
    • عائله
    • سر
    • (اسب را) به دهانه خو دادن
    • (بدون صداو فقط با حرکت دادن لب ها) فهماندن
    • (به صورت دکلمه یا لحن مصنوعی) گفتن
    • با ژست حرف زدن
    • در دهان گذاشتن
    • در دهان گذاشتن (مانند لقمه)
    • دهان مالی کردن
    • دهان کجی
    • دهن کجی کردن
    • شکلک در آوردن
    • لب مالی کردن
    • لگام پذیر کردن 0
    • نان خور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mouth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mouth
+ اضافه کردن

"Mouth" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mouth در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "mouth"

عباراتی شبیه به "mouth" با ترجمه به فارسی

  • دهان انسان
  • دهانه رود
  • (پزشکی) گلو درد سنگری (توسط ترکیزه ای به نام Fusobacterium nucleatum ایجاد می شود)
  • ذائقه · سق · سقف دهان · کام
  • با دهان باز · حیران · دهان گشوده · شگفت زده · مات · مبهوت · هاج و واج · پرجنجال · پرسرو صدا · پرهیاهو
  • آسیبشناسی دهان و فک و صورت
  • بخور و نمیر · به قدر سد جوع
  • دهان به دهان، ازشنیده ها
اضافه کردن

ترجمه های "mouth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه