ترجمه "movable" به فارسی

متحرک, ترابرپذیر, (حقوق) منقول بهترین ترجمه های "movable" به فارسی هستند.

movable adjective noun دستور زبان

Capable of being moved, lifted, carried, drawn, turned, or conveyed, or in any way made to change place or posture; susceptible of motion; not fixed or stationary; as, a movable steam engine. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متحرک

    But there is a better method, with Gribeauval's movable star.

    اما بهترین وسیله، ستاره متحرک گریبووال است.

  • ترابرپذیر

  • (حقوق) منقول

  • ترجمه های کمتر

    • انتقال پذیر
    • دارای تاریخ متغیر (moveable هم می نویسند)
    • غیر ثابت
    • قابل انتقال
    • قابل حمل
    • مال منقول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " movable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "movable" با ترجمه به فارسی

  • تغییر پریزی · جنبش پذیری · قابلیت حرکت · منقولیت · نابرجایی
  • چاپ سربی
  • دارایی نا برجا · مال منقول
  • بطورچنبش پذیر · چنانکه بتوان تکان داد
  • جنبش پذیری · قابلیت حرکت · منقول · منقولیت · نابرجا · نابرجایی · گردش دار
اضافه کردن

ترجمه های "movable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه