ترجمه "movement" به فارسی

حرکت, جنبش, نهضت بهترین ترجمه های "movement" به فارسی هستند.

movement noun دستور زبان

Physical motion between points in space. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرکت

    noun

    There is no movement in the Ottoman army.

    در سپاه عثماني هيچ حرکتي ديده نمي شود.

  • جنبش

    noun

    Our movement, clean cut while alone with a simple enemy, was now bogged in its partner's contingencies.

    جنبش ما که دارای یک دشمن مشخص بود اکنون در لجنزارحوادث شریک دیگری فرورفته بود.

  • نهضت

    In these pages the history is not of the Arab movement, but of me in it.

    در این صفحات، تاریخ نه از نهضت عرب، بلکه از من در آن نهضت بحث میکند.

  • ترجمه های کمتر

    • جنب
    • تحرک
    • فعالیت
    • عمل
    • اقدام
    • موومان
    • قطعه
    • مدفوع
    • تمایل
    • بند
    • بیاوبرو
    • جنبندگي
    • مومان
    • ریدن
    • (با: toward یا away from) گرایش (اجتماعی)
    • (جمع) حرکات
    • (ماشین آلات و غیره) کار (کردن)
    • (معمولا با: in) تغییر قیمت
    • (موسیقی) بخش
    • اعمال
    • جابجایی (به ویژه حرکت یگان های نظامی)
    • جنب و جوش
    • جنگ صلیبی
    • جنگ مذهبی
    • دفع 1
    • نقل و انتقال
    • نوسان قیمت (سهام بورس)
    • کارها
    • کنش وری
    • گه 0
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " movement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "movement"

عباراتی شبیه به "movement" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "movement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه