ترجمه "mover" به فارسی
متحرک, جنبا, جنبنده بهترین ترجمه های "mover" به فارسی هستند.
mover
noun
دستور زبان
Someone who or something which moves. [..]
-
متحرک
-
جنبا
-
جنبنده
-
ترجمه های کمتر
- (شخص یا چیز) در حرکت
- حرکت کننده
- عامل اسباب کشی
- کسی که برای دیگران اسباب کشی می کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mover " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mover" با ترجمه به فارسی
-
(فلسفه ی ارسطو) محرک اولی · (مکانیک) نیروی محرک · علت العلل · علت اولیه · محرک اصلی · نخست جنباور(یعنی خداوند) · نیروزا (مانند توربین) · نیروی جنباور
-
آدم بانفوذ · کار راه انداز
-
وسیله ی نقلیه ی همگانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن