ترجمه "muff" به فارسی
ماف, (برخی بازی های ورزشی) درست نگرفتن گوی و افتاده آن, (برخی پرندگان) پرهای پرپشت پاها یا دو طرف سر بهترین ترجمه های "muff" به فارسی هستند.
muff
verb
noun
دستور زبان
(historical) A piece of fur or cloth, usually with open ends, used for keeping the hands warm. [..]
-
ماف
-
(برخی بازی های ورزشی) درست نگرفتن گوی و افتاده آن
-
(برخی پرندگان) پرهای پرپشت پاها یا دو طرف سر
-
ترجمه های کمتر
- (دستکش لوله مانند از پشم یا خز که دو دست را از دو طرف داخل آن می کنند) دست گرم کن
- (هنگام سعی در گرفتن گوی در هوا) آن را انداختن
- (ورزش) توپ را از دست دادن
- از دست دادن توپ
- اشتباه کردن
- افتضاح کردن
- بد انجام دادن
- بد بازی کردن
- خیطی بالا آوردن
- مرتکب خطا شدن
- گند بالا آوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "muff"
عباراتی شبیه به "muff" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی - زننده) رجوع شود به cunnilingus
اضافه کردن مثال
اضافه کردن