ترجمه "mufti" به فارسی
مفتی, (به ویژه در مورد کسانی که معمولا اونیفرم می پوشند) لباس غیرنظامی, (عربی) بهترین ترجمه های "mufti" به فارسی هستند.
mufti
noun
دستور زبان
(countable) (Islam) A Muslim scholar and interpreter of shari’a law, who can deliver a fatwa [..]
-
مفتی
nounMuslim scholar [..]
even as a white bearded Mufti in the thronged thoroughfares of Constantinople?
درست مثل اینکه یک مفتی ریش سفید را در گذرگاههای پرجمعیت قسطنطنیه تمیز بدهند؟
-
(به ویژه در مورد کسانی که معمولا اونیفرم می پوشند) لباس غیرنظامی
-
(عربی)
-
لباس شخصی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mufti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن