ترجمه "mugging" به فارسی

زورگیری ترجمه "mugging" به فارسی است.

mugging noun verb دستور زبان

A quick violent robbery of a person, usually in a public place. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زورگیری

    a quick violent robbery of a person, usually in a public place

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mugging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mugging" با ترجمه به فارسی

  • وقت تلف کردن
  • عکس بازداشت
  • mug
    (انگلیس - با: up) سخت درس خواندن و خود را برای امتحان آماده کردن · (به ویژه از تبهکار) عکس گرفتن · (جام فلزی یا سفالی و غیره دسته دار برای خوردن آبجو و غیره) لیوان دسته دار · (خودمانی) دهن کجی کردن · (خودمانی) صورت · (هنگام عکسبرداری) قیافه گرفتن · آدم خشن و زشت · آدم رذل · آدم کریه · ابله · احمق · به اندازه ی یک لیوان · جام دسته دار · دهان · دهن · دهن کجی · رخسار · رو · زود باور · ساده لوح · سر کسی ریختن · سیما · شکلک · شکلک درآوردن · صورت · عکس متهم یا جانی (معمولا با شماره ای که بر گردن آویخته است - mug shot هم می گویند) · فریب خورده · فنجان · قیافه · لب و لوچه · لقا · لیوان · لیوان دستهدار · مرغ نوروزی · مورد ضرب و شتم قرار دادن (معمولا برای سرقت) · پشت درس گذاشتن · پک و پوز · چهره · کتک زدن · کنده · گول
  • خواستن
اضافه کردن

ترجمه های "mugging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه